سنتور و ناظمی

گردآورنده: ارفع اطرایی

ناشر: انتشارات چنگ

                      

                         معرفی و نقد: رامتین همایون

رامتین همایون: نام کتاب، «سنتور و ناظمی» است ولی روی جلد، با عادتی که فارسی زبانان در خواندن مطلب از راست به چپ و از بالا به پایین دارند، «ناظمی و سنتور» خوانده می شود. نکته ی ظریفی است که اشاره به رابطه ی دوطرفه و همیشگی این ساز ایرانی با سازنده ی نامی آن دارد. نام سنتور با نام استاد مهدی ناظمی چنان آمیخته که تصور یکی بدون دیگری مشکل است. طرفه اینکه ناظمی فقید، سازنده ی متخصص و نوآوری بود که بعد از انقراض نسل سازندگان بزرگ دوره ی قاجاریه ظهور کرده بود. سازندگان بزرگ دوره ی قاجاریه، بیشتر تار و سه تار و کمانچه می ساختند و ساخته هایشان، اکنون الگوهای نفیسی است که گاه تا چند میلیون تومان قیمت دارد و دست به دست می گردد. ولی سنتورهای دوره ی قاجاریه کیفیت صوتی خوبی ندارند و در وصل قطعات و به خصوص پل گذاری، دچار عیوب فراوان هستند. مشکل «کوک نگهداری» هم به جای خود، که استادان سنتور نواز را به ستوه آورده بود تا جایی که از استاد بزرگ معاصر، حبیب سماعی (1325-1280) نقل است که: «کوک سنتور» مرا پیر کرد.

اهمیت ناظمی در این است که ساخت سنتور را به عنوان تخصصی جدی مطرح کرد و بهترین الگوها را ساخت و رائه داد. ساخته هایی که ده سر و گردن از ساخته های دوره ی قاجار بالاترند و دقت، ظرافت، صدای خوش، نگهداری کوک و نداشتن صداهای مزاحم (مثل گز زدن و تقّه داشتن و کَر خواندن) در آنها به حدی است که باید گفت تاریخ سنتور سازی را باید با نام ناظمی شروع کرد. در حالی که با درگذشت تارسازان و کمانچه سازان بزرگ قرن گذشته (که حداکثر تا اواسط دهه ی 1330 زنده بودند)، هنوز پیشرفت خاصی در ساختن این سازها دیده نشده است.

استاد مهدی ناظمی (1376-1284) با شنیدن صدای سنتور استاد بزرگ موسیقی ایران، زنده یاد حبیب سماعی، بار سفر بست و به تهران آمد. او از کودکی به موسیقی و به ویژه به سنتور علاقه داشت ولی در محیط بسیار مذهبی شهرستان یزد جایی برای موسیقی نبود.

شخصیت قوی و با نفوذ حبیب سماعی با مهارت و تسلط بی نظیری که در نواختن داشت (به گفته ی معاصرانش)، ناظمی جوان را به محفل او کشاند و اولین درس های سنتور سازی را حبیب به ناظمی آموخت. نوازندگان بزرگ موسیقی ایران همچون حبیب و صبا و شهنازی و هرمزی، غیر از مهارت در نواختن، درباره ی اجزا و ساختمان و روش های بهبود کیفیت صدای سازشان نیز صاحب نظر بودند و شاگردان مستعد و کوشای رشته ی ساز سازی از راهنمایی هایشان استفاده می کردند. اصولاً آن استادی می توانست راهنمای بهتری باشد که مرتبه ی یک نوازنده ی عالی مقام را داشته باشد و نوازنده ی عالی (ویرتوئوز) کسی است که حساسیت های شنوایی اش با مسائل زیبا شناختی «صدا» رابطه و پیوند عمیق دارد. شناخت عواملی که «صدادهی» (سونوریته) عالی و ممتاز را به وجود می آورند. رابطه ای دو طرفه با تکنیک عالی و تسلط به فوت و فن های نوازندگی دارد.

تاثیری که مهدی ناظمی از حبیب سماعی گرفت (او این شیفتگی را تا آخر عمر با خود داشت) از این دیدگاه قابل بررسی است. او می گفت: «من اصولاً ذات سنتور سازی را دوست دارم و حالا که به این راه کشیده شده ام باید وظیفه ی خودم را در راه موسیقی کشورم به انجام برسانم و کاری کرده باشم که قابل بحث و حرف زدن باشد و بشود آن را قدمی موثر به جلو خواند. این راه تکامل را تا آنجا می پویم که صدای سنتوری را که از استادم حبیب سماعی در گوش دارم و زندگی مرا به این مسیر کشانید بر روی سنتور پیاده کنم» (ص 41 کتاب).

کتاب «سنتور و ناظمی»، ترکیبی است از زندگینامه (خود نوشت و دیگر نوشت)، شناخت اجزای سنتور، سنتور های نفیس قدیم و جدید، و مطالب دیگری که یک گزارش کامل با ارزش های ژورنالیستی را فراهم می کند. گفتگوی صمیمانه ای که در مثلث «ناظمی- مولف کتاب- خواننده کتاب» جریان دارد و با شیوه ی نگارش روشن و دوستانه ی خانم ارفع اطرایی(1320) مولف کتاب، فراهم آمده است.

خانم اطرایی، با سابقه ترین نوازنده- آموزگار- مولف حرفه ای بین بانوان موسیقیدان ایران است و شاگرد محضر زنده یاد حسین صبا و استاد فرامرز پایور و دارای کارنامه ای لبریز از خدمات هنری و فرهنگی. آنان که با اخلاق وسواسی، سخت گیر و منزوی استاد ناظمی آشنا هستند، بهتر می دانند که تهیه ی این کتاب کم برگ و پربار، آسان نبوده و این توفیق را باید به حساب اخلاص و صداقت و پیگیری خانم اطرایی در بزرگداشت پیر سنتور سازان گذاشت. وگرنه ناظمی در تمام عمر از هر گفتگو و نوشته ای که بوی نشر می داد، می گریخت و به روایتی حتی تاریخ تولد خودش را هم درست تحویل نمی داد! با این حساب، تکلیف سایر موارد- که آموزش فوت و فن های سنتور سازی از آن جمله است- واضح و روشن خواهد بود.

دریغ که از ناظمی یادداشتی باقی نماند که بر آینده ی صنعت سنتور سازی کمکی کند و خاطر او در تعدادی سنتور های نفیس و چند تن شاگرد که مدعی هستند از او چیزی آموخته اند، خلاصه می شود. ناظمی با همه ی حسن هایش، آن خصلت استادان قدیم را هم داشت که همه می دانند و حالا دریغ آن، با ما و با فرهنگ موسیقی ایران است.

اخیراً کتاب «سنتور و ناظمی» به چاپ دوم رسیده است. شاید این اولین بار بود که کتابی در باره ی یک سازنده ی ساز در زمان حیات آن سازنده به چاپ رسید و از مقام او تجلیل شد. ارزش کار خانم اطرایی، غیر از قلم شیوایش به این کرامندی اخلاقی نیز بسته است و این کرامندی را جایی والا در فرهنگ ایران زمین است.

منبع: کتاب ماه هنر/ تیر1378