جاده رویاها

آهنگساز و خواننده: سیروان خسروی

ناشر: ایران گام

                         
معرفی و نقد: میثم یوسفی

                        

میثم یوسفی:

1- سیروان خسروی! از کی بود که این اسم وارد موسیقی ما شد!؟ شاید کنسرت‌های کاوه یغمایی در سال‌های ۷۹-۸۰ و نوازنده‌ی جوانی که کیبورد می‌نواخت، اولین مواجهه بود. این یادآوری برای من که حافظه‌ی درست و حسابی هم ندارم جالب است. هفته‌نامه‌‌ی سینما و سال ۸۴ نشانه‌اس‌ست که اولین تماسم با سیروان را به خاطر بیاورم! قرار بود پرونده‌ای در مورد ترانه‌های فیلم معروف کار کنیم و خواننده-موزیسینی که تازگی‌ها با آلبومش هنرمندی صاحب استاندارد را به معرفی کرده بود انتخابم بود که در مورد چندتا از ترانه‌های فیلم معروف جهان یادداشتی بنویسد. اتفاقی که علارغم علاقه‌ی سیروان به علت متوقف ماندن آن پرونده هرگز نیفتاد، اما بهانه‌ی آشنایی ما شد!

۲- فکر می‌کنم همه‌ی این سال‌ها, سال ۸۶ یا ۸۷ و گفت‌وگویی که برای نسیم‌هراز داشتیم یکی از مهم‌ترین مصاحبه‌های ما بود. سیروان از اینکه همیشه دوست داشته در مارکت جهانی کار کند گفت، از علاقه‌اش به بهروز صفاریان به عنوان تنها موزیسینی که در استاندارد روز کار می‌کند گفت و البته یک اعتراف تلخ کرد! گفت «بهار من» در آلبوم «تو خیال کردی بری» سلیقه‌ی من نبوده و بعد از این هم هرگز کار شش و هشت نخواهم خواند. اتفاقی که البته در آلبوم بعدی‌اش تکرار شد و در کنسرت دو سال پیشش هم به شوخی یا جدی؛ سیروان از مخاطبانش پرسید که در آلبوم بعدی‌ام چندتا کار شش و هشت داشته باشم؟!

۳- همیشه استاندارد بودن بزرگ‌ترین دغدغه و بزرگ‌ترین ویژگی کارهای سیروان بوده است. مهم‌ترین ویژگی آلبوم جدید سیروان هم همین استاندارد بودن است. شاید حرکت در مسیری که مماس بر موسیقی پاپ روز جهان است سلیقه‌ی ما نباشد و سلیقه‌ی مردمی هم نباشد که محبوب‌ترین هنرمندهایشان علی عبدالمالکی، مجید خراط‌ها و مرتضی پاشایی‌اند، اما جرات سیروان در انتخاب این مسیر اتفاقی بسیار ستودنی‌ست. ما سال‌ها مشکلی داشته و داریم که از حرکت درست و رو به جلو بازمان داشته است. اینکه «مردم دوست ندارند» یا «مردم نمی‌فهمند» بهانه‌ی خوبی بوده که ناتوانایی‌هایمان را پشت آن پنهان کنیم. سیروان سعی کرده در این آلبوم هم استاندارد خودش را رعایت کند و هم از مردم دور نشود. البته که این سخت‌ترین کار دنیاست که در مارکت ایرانی سخت‌تر و سخت‌تر هم می‌شود. مثلا شش و هشت خواندن اصلا چیز بدی نیست اما وقتی می‌گویی نمی‌خوانم ولی روی حرفت نیستی یعنی برآوردت از آینده اشتباه بوده. همین باعث می‌شود که سیروان باز هم شش و هشت بخواند، همین موضوع باعث می‌شود ترانه‌های «جاده رویاها» علارغم پیشرفت محسوس‌اش نسبت به دو آلبوم قبلی سیروان؛ باز هم عقب‌تر از خیلی از آلبوم‌های دیگر باشد. حتا عقب‌تر از آلبومی مثل «رمانتیک» شهاب رمضان که خودش مدیریت اصلی آن را بر عهده داشته است.

۴- سیروان هنوز چندتا اشکال در کارهایش دارد که مرتفع نشده است. هرچند که آلبوم جدیدش منسجم‌ترین آلبوم اوست، اما هنوز توی ملودی‌ها مردد است! هنوز در ووکال‌اش به نتیجه‌ی مشخصی نرسیده و همین باعث می‌شود که شخصا با میکس ووکال یکی دوتا از کارهای این آلبوم مثل «آخرین روز» و «خداحافظی» مشکل داشته باشم! خب از نظر فنی که من تخصصی در این زمینه ندارم که بخواهم نظر کارشناسی بدهم، اما برعکس همه‌ی کارهای قبلی و کارهای جدیدش؛ میکس ووکال این دو آهنگ برای من دلنشین نیست و حتا یک‌جاهایی نمی‌توانم صدای خواننده را تحمل کنم و اذیت می‌شوم. نمی‌دانم این مشکل فرکانسی شخصی من است یا دیگران نیز چنین مشکلی دارند!

۵- مسائلی که در مورد کاور بودن قطعه‌ی دوم این آلبوم مطرح شده مسئله‌ی قابل تاملی‌ست. فکر می‌کنم سیروان اینجا یک اشتباه استراتژیک داشته و هرچند جلوی اسم آهنگساز آن در آلبومش خط کشیده، اما چون هرجایی باید اسم زانیار می‌آمده هم همین اتفاق افتاده باعث سوءتفاهم‌هایی شده است. به هرحال کاور کردن اصلا کار بدی نیست و اتفاقا کاور خوب و درست یکی از سخت‌ترین کارهای دنیاست که در مارکت جهانی هم کار متعارفی‌ست. قطعه‌ی اصلی هم آن‌قدر معروف هست که سیروان بداند نبردن اسم صاحبان اصلی چه تبعاتی برایش دارد. اشتباه استراتژیک سیروان هم همین‌جاست. سال‌هاست که تا حرفی از او می‌شود آن‌هایی که فکر می‌کنند سیروان خسروی به خاطر دانش و استعداد بالایش مارکت را از آن‌ها گرفته شروع به حاشیه‌سازی برای او می‌کنند و همه‌ی کارهایش را دزدی و کاور می‌دانند. اتفاقی که قبل از این ثابت نشده بود و همه حکایت حسادت و ناتوانی بود. اما حالا همین افراد می‌توانند یک قطعه را دستشان بگیرند و بگویند دیدید ما راست می‌گفتیم! مسئله‌ای که به شکل مضحکی در مورد عکس جلد آلبومش هم افتاد. بازنشر یک عکس و استفاده‌ی فراوان از لفظ دزد حسی را در من می‌انگیزد که فکر می‌کنم یک جای بعضی‌ها خیلی می‌سوخته و حالا چند قطره آب پیدا کرده‌اند تا رویش بریزند و به همین قانع‌اند. کاش به جای این سعی می‌کردید پوز سیروان را در کیفیت و کوآلیتی بزنید شاید راه جدیدی برای موسیقی رو به نابودی ما باز شد!

منبع: سوژه ها