درآمد دوم

آهنگساز: ژان دورینگ

ناشر: موسسه فرهنگی و هنری ماهور


در عصری كه به تعبیر داریوش شایگان، عصر موزاییكی شدن فرهنگ ها و كنار هم نشینی خرده فرهنگ های مختلف جهان است شاید سخت بتوان موضوع مرجعیت را بدون بررسی اثر ریشه های فرهنگی و تاثیرات آنها در آثار جدید برجسته و عمده ساخت.

    به بیان دیگر به نظر می آید این هر دو – مرجعیت فرهنگی و كنار هم نشینی فرهنگ ها- به یك اندازه در خلق مفاهیم مختلف اعم از سیاسی، جامعه شناختی، روان شناختی و البته موسیقایی تاثیرگذار هستند.

    در عین حال نباید فراموش كنیم كه جهان از قرن 16 میلادی به بعد، جهانی استعمار زده است كه فرهنگ ها اگر خودشان هم تمایلی به اختلاط و در هم تنیدگی نداشته باشند ناگزیر از آن هستند. پس بهتر است پیش از هر قضاوتی درباره مرجعیت فرهنگی یك اثر هنری به تجزیه و تحلیل جنبه های هنری اثر خلق شده بپردازیم.

    چند ماه پیش موسسه فرهنگی هنری ماهور اثری را منتشر كرد با عنوان درآمد دوم كه شامل 32 قطعه از آهنگسازی های ایرانی ژان دورینگ، موسیقی شناس فرانسوی است.

    فارغ از تحلیل هنری اثر كه به آن خواهیم پرداخت، موضوع مهمی كه در دفترچه این مجموعه مورد بررسی قرار گرفته بحث مرجعیت در موسیقی و فرهنگ یك ملت است، تا جایی كه محمد موسوی (ناشر) با در نظر گرفتن این موضوع در دفترچه آلبوم چنین می آورد: «هر ملتی مایل است حق مالكیت فرهنگی اش به رسمیت شناخته شود و مرجعیت و اتوریته اش در حوزه فرهنگی متعلق به خودش محفوظ بماند. اگر به موسیقی نگاه كنیم بعید است با تمام نفوذی كه امروزه شرق دور در موسیقی كلاسیك غربی كرده است كشورهای اروپای غربی به سادگی اتوریته یا مرجعیت خود را در این حوزه به آنها تفویض كنند.

    این مساله بدون شك درباره زبان فارسی و موسیقی ایرانی و مرجعیت ایرانی ها در این حوزه ها نیز صدق می كند.» بنابراین ناشر به حق مرجعیت ایرانی معتقد است اما در عین حال اعتقاد دارد انتشار تجربه های اینچنینی با آنكه تا حدی بحث برانگیز است، می تواند از جنبه های مختلف علمی و هنری برای شنونده متخصص و غیر متخصص ایرانی جالب و مفید باشد.

    اثر حاضر حاصل خلاقیت های ژان دورینگ در حوزه موسیقی ایرانی و نیز فرهنگ های همجوار آن است. او در این اثر از ریتم های كشورهای همسایه استفاده كرده و آنها را دست مایه ساخت قطعاتی در دستگاه موسیقی ایرانی قرار داده است. او با این كار هر چند كه توانسته ریتم های جدیدی را معرفی كند اما از نظر فرم چیز جدیدی در موسیقی دستگاهی ایران ایجاد نكرده است. از طرف دیگر این ریتم ها را در دستگاه های مختلف همچون نوا، سه گاه و چهار گاه اجرا كرده كه با عناوین گردون در نوا، گردون سه گاه و... مطرح شده اند كه همه در كل با هم شباهت های زیادی دارند.

    بنابراین اگر بخواهیم با همان نگاه سخت گیرانه به موضوع بپردازیم انتظار می رود كه ملغمه یی از فرهنگ های مختلف را در بیان موسیقایی یك آهنگساز فرانسوی كه موسیقی ایرانی را روایت می كند، بشنویم اما هرگز چنین حسی به شنونده دست نمی دهد.

    هر چند باز به تعبیر شایگان روی هم قرار گرفتن دو تصویر/ فرهنگ ناهمگون می تواند اعوجاج و اسكیزوفرنی فرهنگی ایجاد كند -كه امری اجتناب ناپذیر است - اما در اثر حاضر ژان دورینگ چیزی كاملادر انطباق با موسیقی ایرانی خلق كرده كه شنیدن آن هرگز خالی از لطف نیست. او با ذوقی عمیق موسیقی همسایگان شرق و شمال شرق ایران را مورد توجه قرار داده است و گفت وگوی موسیقایی با همسایگان را نه در جریان مشابهت های حاصل از همسایگی در مرزها و نه تحت عنوان تلفیق بلكه در یك فرآیند آگاهانه و به سبب شناخت كاملش از موسیقی ایرانی در متن موسیقی كلاسیك ایرانی به تصویر كشانده است. از سوی دیگر همكاری موسیقیدانان جوانی كه در این اثر به نوازندگی و اجرا پرداخته اند نشان می دهد نسل جوان بدون در نظر گرفتن ملیت آهنگساز در فكر خلق آثاری نو در حوزه موسیقی كلاسیك ایرانی هستند.

منبع: روزنامه اعتماد