ردیف موسیقی دستگاهی ایران

نویسنده: برونو نتل

ترجمه: علی شادکام

انتشارات: سوره مهر(وابسته به حوزه هنری)

                          معرفی و نقد: سید علی قادری

سید علی قادری: با جرات می توان گفت این کتاب یکی از ارزنده ترین کتاب هایی است که در زمینه ی موسیقی شناسی ردیف به نگارش درآمده است."برونو نتل" این کتاب را بر اساس تحقیقات دامنه دار خود که از سال  1996 آغاز و تا سال 1991 ادامه داشته تدوین کرده است.نویسنده در مقدمه اشاره می کند که هر فصل کتاب بر اساس یک تحقیق مجزا و مستقل در مورد ردیف نگاشته شده و می توان هر فصل را به طور مستقل مطالعه کرد، گو اینکه تمام فصل ها در کنار هم با نظمی منطقی قرار گرفته اند و خط سیر مشخصی را به خواننده ارائه می کنند. باید گفت برای درک و فهم این کتاب خواننده می بایست اشراف کامل به ردیف داشته باشد.

در فصل نخست کتاب ساختار کلی ردیف در موسیقی دستگاهی ایران تبیین و اشاره می شود که مفهوم ردیف با کلیشه ای که محققان غربی از موسیقی خاورمیانه در ذهن دارند منطبق نیست. نویسنده می گوید قصد دارد ثابت کند شناخت ردیف ، کلید درک موسیقی کلاسیک ایران در قرن بیستم است.

به مفهوم دقیق تر بار معنایی واژه ردیف کامل بودن، ترتیب و پیچیدگی روابط درونی میان اجزا را هم در بر می گیرد و هر دو مفهوم "یکپارچگی" و "ترتیب" همزمان از این کلمه استنباط  می شود . مفهوم پیچیدگی هم در این واژه مستتر است که می تواند مربوط به جنبه هایی از فرهنگ ایرانی باشد.

نتل در فصل دوم،-جنبه هایی از ساختار ردیف-، به تشریح ساختار واحد بنیادی ردیف یعنی "گوشه" می پردازد و با معرفی و در نظر گرفتن تحقیقات "فرهت"، "زونیس"، "صادقی" و "تسوگه" در مورد گوشه ها، معیارهای خود را برای طبقه بندی ارائه می کند که عبارتند از: نقش مطلق و فراگیر گوشه در یک دستگاه، توزیع و پراکندگی آن در دستگاه ها، ساختار ریتمیک و حالت متریک، تکرار یک گوشه در چند دستگاه، ساختار مدال دستگاه ها، طول مدت یک گوشه و تعداد قسمت های آن، و میزان تکرار یک گوشه در بداهه نوازی ها. سپس بر این اساس گوشه ها را به دوازده گروه مرتب می کند. وی اذعان دارد که این طبقه بندی امری تغییرناپذیر و غیر منعطف نیست و تنها بخشی از خلل موجود در زنجیره مطالعات قبلی پژوهشگران را پر می کند.

فصل سوم با عنوان "چهارگاه، از ردیف تا بداهه نوازی" که با همکاری "بلا فولتین" نگاشته شده به بررسی این دستگاه و مطالعه بر روی ساختار ردیف و بداهه نوازی این دستگاه اختصاص دارد.نویسنده بر آن است با تشریح عینی چهارگاه، مفاهیمی چون دستگاه، گوشه، تکه و... را که در فصل قبلی ارائه کرده بود را به طور دقیق تر و بر اساس نمونه های عینی تر تبیین کند. در این فصل 12 روایت از ردیف و 44 اجرا از آواز چهارگاه، منابع مطالعه و مقایسه تطبیقی را تشکیل می دهند.

نویسنده در فصل چهارم،- دستگاه ماهور در چهار ردیف جدید- (با همکاری "داریوش شناسا") به مقایسه محتوایی سه ردیف سازی "معروفی"، "صبا"، "برومند" و ردیف آوازی "کریمی" می پردازد. تبیین ساختار گوشه "درآمد"، نحوه ی آرایش بیست گوشه مشترک در هر ردیف، تحلیل و طبقه بندی ریتم گوشه ها، نسبت ماهور با دیگر دستگاه ها و تجزیه و تحلیل آواز ماهور اهم مطالب این فصل به حساب می آید.

فصل پنجم، "روابط درونی میان اجزای دستگاه شور" که مشترکا با "کارول بابی راکی" و بر اساس هجده منبع مطالعاتی معتبر نگاشته شده تا حدی تحلیلی تر و مفصل تر از دو فصل قبلی به حساب می آید. در همان ابتدا به اهمیت و جایگاه بالای دستگاه شور در موسیقی دستگاهی اشاره شده و با همان رویکرد دو فصل گذشته درونمایه شور تجزیه و تحلیل می شود.

در فصل ششم، مطالعات سه فصل پیشین جمع بندی می شوند. در مجموع شش فصل نخست کتاب رویکردی ساختارشناسانه نسبت به ردیف دارند اما سه فصل پایانی کتاب که در بخش سوم کتاب جای گرفته اند با هدف فرهنگ شناسی مبتنی بر موسیقی به نگارش درآمده اند.

در فصل هفتم، نویسنده نحوه ی نگرش و داوری مردم تهران را (درمقطع سال 1348) به ردیف مورد جستجو و پژوهش قرار داده و از این رهگذر سعی دارد جایگاه ردیف در موسیقی های رواج یافته در میان مردم را مشخص کند و شمایی از فرهنگ موسیقایی تهران 1348 ترسیم کند این فصل بر مبنای صد و دوازده مصاحبه از میان طبقات مختلف مردم، (از جمله موسیقیدانان و افراد تحصیلکرده) که عموما یا غربزده شده بودند یا در معرض مظاهر فرهنگ غربی قرار داشتند نگاشته شده است. میزان آگاهی از انواع موسیقی، سوال از آینده موسیقی ایران و از همه مهمتر موسیقی مورد علاقه پرسش شونده سوالاتی هستند که دراین مصاحبه ها طرح شده اند.

در فصل هشتم کتاب، نویسنده سعی دارد بده بستان های موسیقایی بین موسیقی ردیف و دیگر اشکال موسیقی ایرانی(محلی، مقامی و عامه پسند) را نمایان کند. به علاوه نحوه ی آهنگسازی مبتنی بر ردیف به شیوه ی کلاسیک آن در قالب هایی مانند پیش درآمد، تصنیف و چهار مضراب را طرح و بررسی می کند.

 تعامل ردیف با فرهنگ ایرانی موضوع فصل نهم کتاب است. مولف با طرح موضوع "حیات موسیقایی در تهران و مدرس" تلاش می کند تا با مقایسه این دو شهر نقاط مشترک و متفاوت سیر تحول فرهنگی و جایگاه موسیقی در آن را در این دو شهر آسیایی نشان دهد. در پی آن مطالعه زندگی هنری "نور علی برومند" روشی است که به وسیله ی آن جایگاه ردیف در آموزش موسیقی و نقش محوری آن در سیستم موسیقی ایران مورد بررسی قرار می گیرد.

فصل دهم شاید جذاب ترین فصل برای کسانی است که به اتنوموزیکولوژی علاقه دارند. نتل در این فصل سعی دارد بازتاب ویژگی های فرهنگی ایرانیان را در موسیقی دستگاهی نشان دهد. وی نخست با روایت های کوتاهی از تجربیات روزمره خود در جامعه شهرنشینی ایران و روابطش با مردم تلاش می کند شمایی از فرهنگ حاکم را ترسیم کند. سپس بر اساس آن ویژگی های اساسی فرهنگ ایرانی را برشمرده، طبقه بندی می کند. و در ادامه نشان می دهد چگونه این ویژگی ها در ساختار ردیف، از جزئ تا کل انعکاس یافته و موسیقی دستگاهی بر مبنای آن شکل گرفته است. وی در انتها نتیجه گیری می کند ردیف و موسیقی های محصول ردیف آیینه تمام نمای فرهنگ ملی ایرانیان است.

هر چند در این کتاب موضوعات بسیار فشرده و خلاصه ارائه شده اند و در بسیاری از موارد نیاز به شرح و بسط بیشتری وجود دارد با این حال نتل در این کتاب ایده های متنوع و تامل برانگیزی را پیش روی خواننده می گشاید که می تواند نقطه آغاز پژوهش های دیگری باشد.

منبع: کتاب ماه هنر شماره 154