شب و روز

آهنگساز و نوازنده تار: عیسی غفاری

ناشر: مؤسسه فرهنگی هنری راوی آذرکیمیا

                         معرفی و نقد: بهمن سمیعی

بهمن سمیعی: صدای تار برای مردم ایران و حتی کشورهای شمالی همسایه‌ی ایران همواره دلنشین بوده و هیچ‌گاه خالی از نغمه‌های بکر نبوده است. مختصات این ساز پُرطنین و بر حسب ظاهر چشم‌نواز نه‌فقط برای اصول ردیف‌نوازی موسیقی دستگاهی که به غلط سنتی نامندش، بلکه برای تجربیات حرکت‌های مدون و حتی خودجوش نوازندگان آن که از مکاتب و شیوه‌های گوناگون موسیقایی برخاسته‌اند، تا رسد به موسیقی مدرن و پُست‌مدرن جایگاهی ویژه دارد و از رتبه‌ای خاص در آنسامبل موسیقی ایرانی برخوردار است. چه در تک‌نوازی‌ها و چه در کارهای گروهی به اشکال گوناگون از زمان درویش خان تا به امروز، طعم و مزه‌های تلخ و شیرینی از صدای ساز تار شنیده‌ایم که اتفاقاً تلخی آن هم به گونه‌هایی بوده که بر شیرینی شنیدار هر اهل ذوقی چاشنی بوده است!

سید عیسی غفاری هنرمند موسیقی‌دان تارنواز آلبوم «شب و روز» که در رتبه‌ی ارشد نوازندگی ساز ایرانی از دانشگاه هنر فارغ‌التحصیل است سعی کرده با دیدگاهی تازه و البته به پشتوانه‌ی راه طی‌شده‌ی استادان خود، اندیشه‌هایش را بر شش سیم آن‌چنان هموار کند که در تیتر مطلب بروشور آلبوم خود آورده است: «... و ما همچنان دوره می‌کنیم، شب را و روز را، هنوز را». و در آغاز مطلب می‌آورد: «در این مجموعه، تکرارها و تعلیقات در فضای عمده‌ای از ذهنِ من جریان دارند... این تکرارها در مواردی واریاسیون‌هایی به قصد بسط و گسترش تم موجودند، آن‌چنان که در ردیف دستگاهی موسیقی ایرانی هم به چشم می‌خورد. هر اثر پس از بداهگی نخستین‌اش، ثبت و ثابت گردیده و با تغییراتی بیش و کم به صورت فعلی درآمده است. ...آینده در دستان نوازنده است و او خود از کی آمدنش بی‌خبر و آینده‌اش (به معنای آخر کارش) وقتی فرامی‌رسد که او «آن» و کنون واپسینش را به اجرا می‌گذارد.» در بخشی دیگر از بروشور آلبوم مطلب کیاوش صاحب نسق موسیقی‌دان نوگرای ایرانی و مدرس دانشگاه را می‌خوانیم: «... این تجربیات طیف وسیعی را شامل می‌شوند که در آن هر نوازنده با احاطه به شاکله‌ی بیانی ردیف به فضاهایی دست می‌یابد که در هر لحظه می‌تواند با تأکیدگذاری‌ها، نقطه‌گذاری‌ها و نقاط تأملی که شاخص اصلی موسیقی ایرانی است بستر صوتی نواخته‌ها را دچار تغییر و تحول کند... نواخته‌های عیسی غفاری پیش روی شماست. نوازنده‌ای محبوب که دغدغه‌ی پویایی تفکر نسل معاصر نوازندگان تار را به همراه خویش و در نواخته‌هایش آشکار می‌سازد. نواخته‌های عیسی غفاری همچون شعرهایش هایکو گونه‌اند: گم می‌کنند نت‌ها / راه خود را / در رقص سایه‌ات / ... / آشفته است جهان / قلمرو اشباح / که مرز میان حقیقت و کذب را گم کرده‌اند.»

آلبوم «شب و روز» که از سوی مؤسسه فرهنگی هنری راوی آذرکیمیا در دو نوبت (1389 و 1391) انتشار یافته شامل 6 قطعه تک‌نوازی است که قطعه‌ی اول با نام تعلیق آن به همراهی ضرب کریم زمانی است. خاموشی 1 و 2، فلق، خیال و هامون شیارهای بعدی هستند که فضای شنیداری متفاوتی از ساز تار برایمان پیش روی می‌آورند و مبین مطالب و حرف‌هایی هستند که در نوشتار بروشور آلبوم در معرفی صاحب اثر آمده است. مروری بر برخی قطعات شیارها بر معرفی هر چه بهتر اثر خواهد افزود. دو ویژگی آشکار این اثر گرایش به سکون و ایستایی و تکرارهای پی‌درپی است که هر دو به قصد قبلی آهنگساز، پس از بداهگیِ نخستین، به امری ثابت و ثبت‌شده تبدیل گشته است. آن گاه با تغییراتی کم و بیش به شکل فعلی در تک‌تک شیارها قابل شنیدن است. حتی در قطعات پرشور و حرکت نیز به گوش می‌رسد (منهای قطعاتی که اساسا بر این گرایش ساخته و پرداخته شده‌اند) مثل قطعه‌ی تعلیق که فضایی دشت‌گونه را تداعی می‌کند و گاه پس از سکوتی کوتاه یا بلند جملات ادامه‌ی اثر، این تمایل به سکون را می‌رسانند و گاه حالت قرینگی قطعه ABA ما را پس از شوری کم و بیش در مایه‌ی شور به ایستایی و آرامش رهنمون می‌سازد. در بیشتر موارد نواخته‌ها حتی تعداد قرار گرفتن هر تکرار موتیف، از پیش لحاظ شده است. این تکرارها گاه به قصد اضافه کردن نت‌ها یا مضراب‌هایی به جمله‌ی پیشین (واریاسیون) یعنی تکراری به قصد بسط و گسترش تم موجودند (همان اتفاقی که در ردیف دستگاهی موسیقی ایرانی نیز به چشم می‌خورد) که در شیارهای خاموشی 1 و 2 و فلق و خیال مشهود است. در قطعه‌ی همراهی‌کننده ساز ضرب با متری ثابت و مشخص که در طول اجرای متریک و غیر متریک تار، همواره حفظ می‌شود، به رنگ‌آمیزی‌هایی در قالب همان متر مشخص بسنده می‌شود. گویی ریتم ساده‌ی مشخص، متری است که نوازنده برای اجرای آوازی خود برگزیده است و به همین دلیل ـ پنداری ـ می‌خواهد این موضوع را پیشنهاد یا عنوان کند که هر فضای آوازی موسیقی را می‌توان به متری مشخص منسوب دانست.

فضای مُدال قطعه‌ی خیال، فضایی است که بر اساس آوازهای موسیقی قوم بختیاری (نظیر آواز برزگری و آواز نامدارخان) طراحی شده است و تغییرات مُد در آن، به تبعیت همان آوازها صورت می‌پذیرد، که قرابتی با دستگاه‌های موسیقی سنتی دارند. به هر جهت سکون و تکرار، هر دو، قسمتی از فضای ذهنی نوازنده‌ی تار آهنگ‌ساز را تشکیل می‌دهند که او در این فضا و با چنین فضایی به سرخوشی می‌رسد و می‌کوشد مخاطب خویش را ـ اگر چند برایش نامأنوس باشد و دوردست ـ با خود همراه کند و بر قلمرویی تازه در محدوده‌ی تکنوازی تار وارد کند، قلمرویی که در آن برخورد نوازنده و یا آهنگ‌ساز با این نوع موسیقی دیگر به معنای کلاسیک آن، سلسله‌وار، پی‌درپی (یا از پیش مشخص بودن جای هر قطعه و آواز) و از نظر زمانی، بلند نخواهد بود.

منبع: سایت لوح