گوشه های نهان صبح

آهنگساز: سیروس جمالی

خواننده: مهیار شادروان

ناشر: آوای باربد

                          معرفی و نقد: محمد رضا درویشی

محمد رضا درویشی: «گوشه های نهان صبح» عنوان مجموعه ای است از شعر و موسیقی، اثر شاعر و موسیقی دان معاصر سیروس جمالی، عنوان مجموعه و بعضی قسمت های آن مانند خسته تر از غبار، نغمه های نهفته  و دشت درد نخستین نشانه هایی هستند حاکی از متفاوت بودن گوشه های نهان صبح با آثار متداول در بازار. به زعم نگارنده، معاصر دیدن و معاصر اندیشیدن خالق اثر در دو حوزه ی شعر و موسیقی، علت عمده این تفاوت است.  با نگاهی به شعر و موسیقی این مجموعه می توان دریافت که خالق آن دچار دغدغه هایی است آشنا که جز از روزن های روشن اندیشی معاصر، نمی تواند تراوش کند. دردها از پس یکدیگر می آیند و به تماشا گذاشته می شوند. گاه پنهان و گاه آشکار و سرانجام این عشق است که هم دردها را به هم پیوند می زند و هم نوید می دهد. در مقام پادزهری که صبر است و امید است. به خورشید و باز به تداوم عشق و این عاشق بودن می شود همه چیز. همه ی عمر، همهی زندگی و همه ی نگاه !

مجموعه ی گوشه های نهان صبح از دو منظر شعر و موسیقی قابل بررسی است.

 

1- شعر

 سنت خنیاگری در موسیقی قدیم ایران مجموعه آدابی را با خود داشت که هر یک مکمل دیگری بودند. یک فرد زمانی عنوان خنیاگر را از آن خود می کرد که به حوزه های مختلفی چون شاعری نوازندگی. آهنگ سازی. بداهه سرایی و حتی ساز سازی اشراف می داشت. در دوره های نزدیک به معاصر، این وظایف تدریجا  از هم جدا شدند. کسانی فقط شاعری  کردند. کسانی فقط موسیقی ساختند و کسان دیگری فقط موسیقی نواختند. جلوه های کم فروغی از همراه  شدن وظایف مختلف خنیاگری را در سده ی گذشته می توان در موسیقی نواحی و کلاسیک ایران مشاهده کرد. تجمع دو وظیفه ی شاعری و آهنگ سازی  حداقل این امکان را به موسیقی همراه با متن می دهد تا واژه ها و فرازهای موسیقی در پیوندی مناسب و هماهنگ با هم قرار گیرند.

صرف نظر از موسیقی نواحی ایران در موسیقی کلاسیک ایران و در آثار ساخته شده در دوره ی معاصر – پس از شیدا و عارف – کمتر شاهد حضور شاعر/ آهنگ ساز بوده ایم خلق همزمان شعر و موسیقی در مجموعه ی گوشه های نهان صبح یک امتیاز و گوشه ای از سنت خنیاگری قدیم ایران است. شعرهای گوشه های نهان صبح هم روایت باقی انسان ایرانی در کشمکش میان خیال و واقعیت را به تصویر می کشد و هم روایت انسان مسحور و محصور معاصر را. قالب سخن حکایت از اشراف شاعر به فنون ادبی گذشتگان و معنای سخن حکایت از در متن زیستن شاعر دارد و در این میان معنا بر قالب توفق می یابد.

این توفق که خود ریشه در سنت های قدیم دارد . شاعر/آهنگ ساز را علاوه بر پیوند به گذشته به زمانه ی خویش نیز پیوند می زند. شعرهای گوشه های نهان صبح را می توان از منظرهای مختلفی به مشاهده نشست. شاعر کس یا کسانی را مخاطب قرار می دهد و از خود و واقعیت های تلخ زمانه می گوید:

در این سکوت پر از باران/گاهی صدای غریبی هست/ از پشت پرده ی شب گویی / بغض تو نشسته در گوشم/ ماهی چو نام تو می سازم/ در گوشه های نهان صبح / با سایه بان خیال شب / خورشید یادتو می پوشم.

.  در مقام یک مشاهده گر و روشن اندیش سخن می گوید و زمانه را رصد می کند:

در راه خلوت هر پاییز/من ایستاده و می پایم

. می خواهد در مقام کشف گفته های ناگفته گوید و سخن های ناشنونده سراید و بغض های نهفته را فریاد کند. گفته ها و سخن هایی اگر چه آشنا... لیک غبار گرفته و گم گشته در روزمرگی کبود تلخ:

نغمه هایی است نهفته در این دل/ گفته هایی است نگفته در این دل/ روزگاری است که خفته در این دل/ پرده ی غم را گرفته زیر سکوتش

راه هست و صدای گذر نیست/ هیچ کس را بنای سفر نیست/ سال ها رفت هنوز خبر نیست/ پا که در این راه آشنا نگذارد.

می خواهد در مقام روشن اندیش خود را و خیالش را نثار دیگران کند. جلوه ای از بودن مدام و ثبت شدن در زمان:

سر به یار می دهند به نام کلام حق/ پای دار بودن است تمام گناه من /در سکوت این کویر که خارش نمی دمد/ نام گل نوشته اند به برگ گیاه من. اگر چه از امروز می گوید اما چنگ به تصاویر خیالی می زند و بیدل وار به آیینه پناه می برد:

شب ها زدوری یک تصویر/ آیینه خفته در آغوشم

. و سرانجام چاره را در عشق می یابد و خود را به کار عاشقی روان می سازد. عشق هم زهر است و هم پادزهر. عشق هم درد است و هم درمان:

کاش صدای پشت در امروز/ کاش نوای پرده در امروز/ کاش هوای شعله ور امروز/ کاش به پای رهگذر امروز/ کاش دوای این بشر امروز/ عشق باشد که دوباره بیاید/ عشق باشد که دوباره بیاید/....

 

2- موسیقی

در موسیقی گوشه های نهان صبح نیز دغدغه هایی از همان جنس که در شعر آن شاهد هستیم وجود دارند. زیربنای ذهنی آهنگ ساز اگر چه ردیف دستگاهی موسیقی ایران است اما او در تاویلی دیگر گونه آن را باز می گوید در این مجموعه ساختار ردیف هم هست و هم نیست. تکنیک های اجرایی هم حضور دارند و هم ندارند. شعر فارسی و موسیقی ایرانی هم مطابق قواعد با هم ترکیب شده اند و هم بر حسب ضرورت به انکار قواعد می پردازند. سازها هم صدادهی کلاسیک دارند و هم در گستره ای قرار می گیرند که دینامیکی فراتر از عرف عرضه می دارند. ملودی ها هم روان و زلال اند و هم در سنگلاخ های ناهموار جاری اند. در گسترش تم ها هم از سنت های کلاسیک استفاده می شود و هم آشکارا به نقض آنها پرداخته می شود در استفاده از صدای انسانی هم گسترده ی مالوف رعایت می شود و هم این گستره شکسته می شود و در هم نوازی سازها بیان شخصی گاه به حاشیه رانده می شود و گاه غالب می گردد.

 

موسیقی گوشه های نهان صبح و شعرهای آن دغدغه های واحدی دارند. ریشه ها در سنت و شاخ و برگ ها در فراسوی آن و حاصل برداشت شاعر/ آهنگ ساز است از آن چه که در آن غوطه می خورد. یک صدایی مالوف جای خود را به چند صدایی نامالوف داده است. تقارن های ریتمیک جای خود را به نسبت های نامتقارن زمانی داده اند. هم گرایی آشنای سازها جای خود را به ناهم گرایی سپرده است. سازهایی که در سنت گروه نوازی موسیقی کلاسیک ایران فردیت خود را فدای جمعیت خویش می کردند در هر فرصتی از ابراز وجود فردی کوتاه نمی آیند. ملودی هایی که در سنت موسیقی ایران از ابتدا تا انتها روان و هموار بودند. روانی و همواری را در ابتدا پذیرا و به تدریج ناهموار می شوند. قابلیت های اجرایی سازها که در فضای سنت ضرور اما بی ادعا هستند. مانند مدعیانی جسور خود را به تماشا می گذارند. این ویژگی ها همه نشان می دهند که مسیر طی شده در گوشه های نهان صبح به سمت نقد سنت است تا زمانه ی امروز را در نسبت با آن بیابد. تا شاید نیمه ی ناتمام وجود معاصر خویش را  کامل کند:

 

من تمام ناتمام توام / ناتمام تمام من کجایی؟

 

در گوشه های نهان صبح جابه جایی مفاهیم و قالب ها گاه چنان شدید است که اگر روح شاعرانه و عاشقانه ی خالقش در آن دمیده نمی شد ارتباط با مفاهیم روشن فکرانه ی آن به دشواری فراهم می شد و همین روح شاعرانه و عاشقانه است که همیشه هموار کننده ی راه ها و مفاهیم دشوار است.

در موسیقی گوشه های نهان صبح موضوعاتی هستند که بعضی بر بعضی ارجح اند:

 چند صدایی های این مجموعه ظاهرا غلیظ شدید و ناهموارند اما  از مفاهیم و تصاویر مورد نظر شاعر/ آهنگ ساز پیروی می کنند. این چند صدایی ها که در شکل غالب رویه ای کنترپوانتیک دارند. تداعی کننده ی نوعی بداهه سرایی گروهی ثبت شده اند. بداهه شیوه ای است  از سنت قدیم که در فضای واقعا معاصر نیز رویه ای ایده آل است زیرا ذات موسیقی با شیوه ی بداهه امکان ظهور واقعی می یابد و ثبت شیوه ای است نسبتا جدید که روح موسیقی را به بند و زندان می کشد . در این مجموعه این دو رویه در هم ادغام شده اند . شاید اگر این امکان فراهم می شد که با صبر فضاهای چند صدایی به صورت بداهه هایی که از قالب های معین پیروی می کنند ایجاد می شدند. فضاهایی گسترده تر عجیب تر و متفاوت تر رقم می خوردند. چه باید کرد که گاه روح زمانه اجبارها و قیدهای خاص خود را دارد.

در آثار ساخته شده معاصر برای گروه سازهای ایرانی کمتر شاهد سازبندی متنوع و رنگارنگ بوده ایم. جدا از آثار معدودی که از این رویه مستثنایند ساز بندی موسیقی این مجموعه و استقلال سازها از موارد قابل توجه است.

سازگاری واژه های شعر با فرازهای موسیقی همگون و هموار است زیرا شعر و موسیقی توسط سراینده ای واحد و در زمانی واحد خلق شده اند.

خلق فضاهای توصیفی و نیز نزدیک شدن به مرزهای انتزاعی در برخی قسمت های بدون شعر از دیگر ویژگی های این مجموعه است.

در پایان می توان گفت شعر و موسیقی گوشه های نهان صبح از تجربه های قابل تامل در موسیقی امروز است که خالق آن بیش از هر کس به ابعاد مختلف آن اشراف دارد. این مجموعه را البته با حوصله و دقت باید شنید تا بتوان از پنجره هایش عبور کرد. عاشقی کرد و رد عشق را در آن دنبال و بغض نهفته در آن را گوش و ذهن نشاند و آیینه را به آغوش کشید .

و این صدا که:

عشق  باشد که دوباره بیاید

مدام

منبع: www.siroosjamali.com