سیاه قلم: دونوازی‌های ویلن ایرانی

آهنگساز: مانی فرضی‌

صدابردار: سمیه حبیبیان

مسترینگ: علیرضا نکولعل تک

نقاشی روی جلد: مینا کریمی جبلی

گرافیک: سینا برومندی

مدت:40:39 

                          معرفی و نقد: آروین صداقت کیش

آروین صداقت کیش: همنوازی غیر همصدا در موسیقی ما سابقه‌ای طولانی ندارد. از تلاش‌های اولیه در زمینه‌ی آهنگسازی برای سازهای غربی که بگذریم، همنوازی‌هایی که مطلقا برای سازهای ایرانی نوشته شده باشند از وزیری به بعد در موسیقی ایرانی شنیده شد. از این جمله است دو یا چند نوازی‌های او که اغلب آموزشی بود و گاهی هم برای تقلید از ساختارهایی مانند کوارتت زهی ساخته می‌شد، و البته نسبت به دیگر آثار این آهنگساز از ارزش هنری کمتری برخوردار است.

اما از وزیری و شاگردش خالقی  که بگذریم، مکتبی در دهه‌ی 1330 شکل گرفت که به  طور جدی به امکانات همنوازی سازهای ایرانی، با استفاده از فنونی که نسبت به استادان پیشین به شکلی عمیق‌تر ایرانی بود، می‌اندیشید. مکتبی که شناخته‌شده‌ترین آهنگسازانش «حسین دهلوی» و «فرامرز پایور» بودند. شایان توجه است که هر دو در ساختن این قطعات به یکدیگر کمک کرده‌اند؛ یکی در فنون آهنگسازی و دیگری در توسعه‌ی تکنیک‌های اجرایی و اجرای قطعات ساخته شده. «دوئو سه‌گاه» برای دو سنتور و «گفتگو» برای ویلن و سنتور اولین نمونه‌ها از این نوع هستند. تاثیر قطعاتی که بر این پایه ساخته شده چنان عمیق و ریشه‌دار است که هنوز هم وقتی می‌خواهند دونوازی مبتنی بر  موسیقی ایرانی بنویسند احتمال اینکه کار شبیه این دو آهنگساز پیشگام شود وجود دارد.

«مانی فرضی» و دونوازی‌هایش را به اعتبار آموزش‌هایی که دیده است و همچنین سبک و سیاق موسیقی‌اش باید دنباله‌رو کار آهنگسازان نامبرده دانست. ضمن اینکه با کار وی برای اولین بار یک مجموعه‌ی کامل از دونوازی‌ها برای دو ویلن  به صورت آلبوم منتشر می‌شود. پیش از این تنها کاستی که  بخش اعظم زمانش به اجرای دونوازی‌ها اختصاص داشت «گفتگو»ی فرامرز پایور بود. پس از مدت‌ها کسی شجاعت این را به خرج می‌دهد که موسیقی سازی خالص آن هم به شکل دونوازی همگن منتشر کند، این موضوع برای دوستداران موسیقی سازی خبری خجسته است.

از دیدگاه فنون چندصدایی قطعات در سیاه قلم شیوه‌های شناخته شده‌ی دو آهنگساز پیشین را به خوبی به‌کار رفته است. بافت قطعات بیشتر بر ایمیتاسیون آزاد و گاه –و البته کمتر- همصدایی‌هایی که به‌ویژه در آثار پایور شنیده‌ شده‌اند و گاهی نیز فیگورهای استیناتوی تکرار شونده بنا شده است و بر بستر درک مطلوب آهنگساز-نوازنده از توانایی‌های اجرایی ویلن ایرانی پیاده می‌شود.

از دیگر سو گستردگی فضای دستگاهی که برای آفرینش دونوازی‌ها مورد استفاده قرار گرفته نسبت به آهنگسازان نامبرده بیشتر است. مانی فرضی در برخی دستگاه‌ها دونوازی ساخته که امکانات همنوازی در فضای مقامی‌شان پیش از این کمتر آزموده شده بود مانند دونوازی در بیات ترک.

دشواری‌های فنی نوشتن دونوازی برای موسیقی ایرانی علاوه بر چالش‌های فنی که در درجه‌ی دوم اهمیت قرار دارند، جستاری جدی به دنبال قواعد بافت عمودی به دنبال دارد. امری که سال‌ها کار آهنگسازان را به خود معطوف داشت تا در آثار فرامرز پایور به شکلی محجوب و بومی شده در فرودهای گروهی، درآمد. فرضی از همه‌ی آن تجربه‌ها بهره می‌گیرد، این را به روشنی می‌توان در فرودهای متقارب شور و سه‌گاهش شنید. ضمن اینکه استفاده‌ی وی از متحرک کردن بافت و ایمیتاسیون آزاد بیش از آهنگسازانی است که قبل از او به این شکل دونوازی نوشته‌اند. این کاری است که اگر با دقت زیاد انجام نشود قطعه به جملات تکراری که دوبه‌دو پشت سر هم ردیف شده‌اند تبدیل می‌شود، اما او این کار را با سلیقه‌ی خوبی انجام می‌دهد و پیش از آنکه شکل بافت تکراری شود آن را دگرگون می‌کند، به شکلی که شنونده بافت را از این نظر متعادل می‌یابد.

از سوی دیگر نوشتن برای سازی مانند ویلن و با اسلوبی که تقریبا نماینده‌ی امروزینی ندارد، موضوعی توجه برانگیز است. شیوه‌ی ویلن‌نوازی ایرانی مرتبط با جریان‌های موسیقایی درون رادیو، تا اواخر دهه‌ی 1340 در حال تغییر و تحول بود، اما پس از آن با کنار رفتن از حیات موسیقایی دیگر به‌ندرت در تفکرات آهنگسازان جدید جایی پیدا کرده است. از این جهت هم سیاه قلم آلبومی شایان توجه است. در این آلبوم ویلن نوازی ایرانی را با تکنیک‌هایی می‌شنویم که صبا آنها را تکمیل کرده بود؛ یعنی جمله‌بندی و آرشه‌گذاری مرتبط و استفاده از ویژگی‌های ساز ویلن بدون به کار بردن افه‌های رادیویی که بعدها مرسوم شد. تکنیک صریح و لهجه‌ی استوار ویلن نوازی مانی فرضی از همان نوع است که اوجش ابولحسن صبا بود و از همین رو نمونه‌ی جالبی است.

با این همه سیاه قلم مجموعه‌ای از قطعات است که بر بستر تجربه‌های پیشین ساخته شده‌ است. و به همین علت برای علاقه‌مندان گروه‌نوازی‌های کوچک ایرانی تنها از دیدگاه ترکیب سازی و گستردگی دستگاه‌هایی که بستر آهنگسازی قرار گرفته‌اند، تازگی دارد.  هنگام شنیدن این اثر دشوار است که نیاندیشیم به این که، کاش فرضی گامی شخصی و رو به پیش نیز در جهت متحول کردن تکنیک‌های آهنگسازی یا شیوه‌ی ویلن نوازی‌اش برداشته بود.

منبع: فرهنگ و آهنگ شماره 28