روی دیگر

آهنگساز: کیوان هنرمند

خواننده: بهرام رادان

ناشر: تصویر دنیای هنر

                         معرفی و نقد: مهدی رفعتی

مهدی رفعتی: موسیقی ما-فرق بین اصوات موسیقایی و غیر موسیقایی در این است که صداهای موسیقایی دارای فرکانس‌های معینی هستند. اصواتی که از این فرکانس‌ها تبعیت نکنند، اصوات غیر موسیقایی شناخته می‌شوند. خواننده در آثار با کلام، در واقع نقش ساز تکنواز را ایفا می‌کند و حنجره هر خواننده مانند یک ساز نت‌ها و محدوده معینی دارد و همچنین رعایت کوک در خواندن برای خواننده مساله‌ای بسیار حائز اهمیتی است. چرا که اگر کوک صدای خواننده بر طبق گام مربوط به آهنگ رعایت نشود، با اصوات غیر موسیقایی مواجه خواهیم شد و در واقع صداهایی که نت معینی نیستند یا در ارتباط با گام قطعه نیستند، شنیده می‌شوند.

یک آهنگساز در مقابل خواننده بایستی محدوده صدایی خواننده را از بم‌ترین تا زیر‌ترین نت بداند و این موضوع را رعایت کند که حنجره خواننده نیز مانند یک ساز، محدوده خوش صدایی دارد که اصطلاحا به آن منطقه گرم صوتی می‌گویند.‌‌ همان گونه که یک ساز می‌تواند یک قطعه را در گام‌های مختلف موسیقی اجرا کند، خواننده نیز از این قانون تبعیت می‌کند. در حالی که برخی از این گام‌ها برای برخی ساز‌ها راحت‌تر است و نوازنده در آن گام با تسلط بهتری اجرا می‌کند.

این موضوع در ارتباط با حنجره خواننده هم صادق است. یعنی اینکه آهنگساز پس از تعیین محدوده صدایی خواننده بتواند بهترین گام برای آن خواننده را انتخاب کند چرا که به صورت علمی نیز ثابت شده که خوانندگان ممکن است با تغییرنیم پرده‌ای یک قطعه کوک دقیق تری را رعایت کنند وکنترل حنجره، برای آن‌ها راحت‌تر خواهد شد.

آلبوم «روی دیگر» اثری است که فاکتورهای آن با یکدیگر همخوانی دارد. در ابتدا اینکه بهرام رادان چهره‌ای است که در بخش بازیگری خود در سینما کارهای در خور توجهی را ارائه داده و در انتخاب موضوعات ترانه در این آلبوم به موازات شخصیت سینمایی خود و همخوان با آن عمل کرده است.

در قطعات موضوعات فلسفی و عمیقی مطرح شده که این نکته بسیار چشمگیری است و با تونالیته صدایی بهرام رادان از حیث رنگ و ادای فونتیک سازگاری خوبی داشته‌اند.

تنظیم قطعات با دقت و سلیقه انجام شده است و نمی‌توان به آن خرده گرفت اما در بخش آهنگسازی چه از حیث نوشتن ملودی‌ها و چه از نظر انتخاب گام مناسب برای خواننده اثر دچار ضعف است. چرا که در قطعاتی که بیشتر ملودی مطرح بوده مانند قطعه ماه سیاه کوچولو، یا تو رفتی کنترل نت‌هایی که در قفسه سینه بیشتر تاثیر دارند و خواننده باید کوک این نت‌ها را در سینه خود کنترل کند، به دلیل دقت نکردن آهنگساز، در انتخاب گام دچار مشکل شده، چه بسا اگر همین آهنگ هانیم یا یک پرده بالا‌تر نوشته می‌شدند از محدوده صدایی خواننده خارج نبود. اما کنترل کوک برای خواننده آسان‌تر می‌شد یعنی نت‌های بم به نوعی از نظر کوک درست شنیده نمی‌شوند و در بسیاری از قطعات کوک آن کلمه خارج است و این دقت آهنگساز را می‌طلبد.

صدای دکلماسیون خواننده کاملا رادیو فونیک و تاثیرگذار بوده اما از این خصلت صدا می‌شد استفاده بهینه تری کرد، چرا که اگر‌‌ همان گونه که گفته شد در انتخاب گام قطعات دقیق‌تر عمل شده بود، باعث می‌شد که خواننده مجبور به کنترل اکثر نت‌ها در قفسه سینه خود نباشد. کنترل فرکانس نت‌ها برای خواننده از زیر چانه تا بالای پیشانی و تا حدودی درون کاسه سر راحت‌تر است.

همچنین ساختار ملودی‌ها می‌توانست متنوع‌تر و در جاهایی با وصل‌های زیباتری شعر را به موسیقی پیوند داده و تلفیق می‌کرد. احساس برخی از شنوندگان این بوده که خوانندگی به آن شکل دلچسب اتفاق نیفتاده است.

در قطعاتی مانند قطعه شماره یک که جنبه ملودیک در تلفیق شعر و موسیقی مطرح نبوده و بیشتر جنبه دکلماسیون داشته است تاثیر آن بر روی شنونده بیشتر است. اما در قطعات ملودیک به دلیل‌‌ همان مسایلی که ذکر شد، تاثیر خوانندگی بر روی مخاطب کمرنگ است و بیشتر احساس به این گونه است که در کل همه کار‌ها به صورت دکلمه اجرا شده‌اند.

در یک جمع بندی کلی آلبوم «روی دیگر» اثر قابل توجهی است که از حیث انتخاب موضوع و مضمون‌ها وهمچنین در تنظیم کار‌ها دقت و وسواس به خرج داده شده و موفق عمل کرده است. اما در بخش آهنگسازی نقطه ضعف‌های ذکر شده درتاثیرگذاری کار لطمه وارد کرده است.

 

 

منبع : اختصاصی سایت موسیقی ما