ذوالجناح

آهنگساز: عماد توحیدی

تنظیم: بابک شهرکی

مرکز موسیقی حوزه هنری

                         معرفی و نقد: امیر بهاری

امیر بهاری: آلبوم «ذوالجناح»، صدای سم‌هایی اوست که از پس تاریخ تا به امروز رسیده. ایده‌ی محوریت سازهای کوبه‌ای برای پیش برد ملودی اصلی (به‌طور معمول از کوبه‌ای برای خلق فضاهای ریتمیک و همراهی کننده‌ی ملودی اصلی استفاده می‌شود)، برای ادای دین به واقعه‌ی عاشورا و خلق یک مرثیه‌ی موسیقایی، ایده‌ای هوشمندانه و بدیع بوده است...

موسیقی محلی و مقامی ایران هنوز بسترهای بکری برای کارهای تجربه نشده دارد. به یقین یکی از پرتنوع‌ترین سرزمین‌های دنیا در زمینه‌ی موسیقی ایران است و می‌توان با ایده‌های ساده‌ای به سمت موسیقی نواحی ایران رفت و به محصولاتی قابل بحث و نظر رسید. عماد توحیدی برای آلبوم «ذوالجناح» با محوریت سازهای کوبه‌ای و با در نظر داشتن موسیقی‌های عاشورایی، به سراغ موسیقی محلی ایرانی رفته و به ترکیب جالبی دست پیدا کرده است. در واقع با توجه به محوریت سازهای کوبه‌ای، توحیدی از موسیقی جنوب ایران بیشترین بهره را برده است. این یک سوی ماجراست، طرف دیگر بهانه‌ی این خلق اثر، یعنی واقعه عاشوراست که در کلام و بخش عمده‌ای از موسیقی این اثر جاری است و جدای از این حتی مود و مایه‌هایی هم از موسیقی غرب و آفریقا هم در این اثر نمود دارد. برخورد این‌گونه‌ی عماد توحیدی با مساله‌ی موسیقی و فرهنگ در خود حاوی نکاتی قابل بحث است.

اول این‌که پس از عروج خونین و اندوهگین مرکب معصوم «ذوالجناح» به آسمان‌ها، این اسب افسانه‌ای در کربلا می‌دود و آلبوم «ذوالجناح»، صدای سم‌هایی اوست که از پس تاریخ تا به امروز رسیده. ایده‌ی محوریت سازهای کوبه‌ای برای پیش برد ملودی اصلی (به‌طور معمول از کوبه‌ای برای خلق فضاهای ریتمیک و همراهی کننده‌ی ملودی اصلی استفاده می‌شود)، برای ادای دین به واقعه‌ی عاشورا و خلق یک مرثیه‌ی موسیقایی، ایده‌ای هوشمندانه و بدیع بوده است. در واقع خلق ذوالجناح عماد توحیدی ذوالجناحی اسطوره‌ای است که در تاریخ جاری بوده و خودش را به امروز رسانده تا با ریتم راه رفتنش و صدای پر طنین پاهایش حقیقت را گواهی دهد. و ناله‌ها و سوگواری‌هایی که در حاشیه و متن در کنار این صدا شنیده می‌شود، روایت تلخ حادثه‌ی عاشوراست.

دوم این‌که این اثر بیش از هر چیزی آشفته و مغشوش است، در واقع با محوریت سازهای کوبه‌ای فضایی پر تنش خلق می‌کند و راوی جهانی ناآرام و پر اندوه است. در واقع تم و بن مایه‌ی اصلی این اثر برآمده از روایات و حتی آثاری کهن است که از این منظر در رثای این واقعه سروده و ساخته شده است. مشهورترین شعر در سوگ این واقعه همان ترکیب بند مشهور محتشم کاشانی است؛ «باز این چه شورش است که در خلق آدم است...». در واقع یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی که از واقعه‌ی عاشورا بیان می‌شود همین مساله‌ی حیرانی و سردرگمی است که سوز و سوگ این روز اساطیری به بار آورده و برای معتقدانش پس از صدها سال هنوز به بار می‌آورد. توحیدی بر روی این تم پیش رفته و «ذوالجناح» را خلق کرده است. آشفته، پریشان، نالان، سوگوار و ... همگی ویژگی‌هایی است که در این اثر می‌توان جستجو کرد.

سوم این‌که کوبه‌ای‌های جنوبی جایگاه بسیار جالبی در این اثر دارند و برای خلق فضای مورد نظر توحیدی، کارکرد خوبی پیدا کرده‌اند. سازهای کوبه‌ای جنوب غنای غریبی دارند. بطور کلی موسیقی جنوب ایران ریتم‌های متنوع و جذابی برای سازهای کوبه‌ای دارد. و ترکیب مشهور دمام و سنج که برای سوگواری در ایام محرم مستعمل است، فضای خاصی را به وجود می‌آورد. شوریدگی و حال و هوایی فارغ از واقعیت، ماحصل این موسیقی است. شور همان چیزی از است که فراغ و سوگ در رثای یک دلدار به وجود می‌آید. توحیدی به خوبی از این خصیصه‌ی موسیقی جنوب استفاده کرد و حضور آوازهای جنوبی که در مایه‌ی آواز دشتی است، فضای سوگوارانه‌ی خاصی در این اثر به وجود آورده است.

و در نهایت عماد توحیدی با واقعه‌ی عاشورا و پدیده‌ی ذوالجناح بسیار هوشمندانه برخورد کرده است. در واقع او بیش از هر چیزی در پی استخراج محتوایی بدیع برای خلق اثری متفاوت ذیل موسیقی عاشورایی بوده است. این رویکرد باعث شده تا «ذوالجناح» در وهله‌ی اول به عنوان یک اثر هنری با رویکردی متفاوت قابل بحث باشد و در عین حال بتوان این تجربه را به عنوان اثری هنری متعلق به ساحت عاشورا مورد بررسی قرار داد.

منبع: سایت لوح