لالایی های ایران

گردآورنده: سیما بینا

یک کتاب به همراه چهار سی دی

                         معرفی و نقد: علی عطار

 

علی عطار:

سیما بینا، خواننده ایرانی، به تازگی کتابی به همراه چهار سی دی به نام "لالایی های ایران" منتشر کرده است.

این خواننده که یک دوره پنجاه ساله فعالیت هنری در ارائه ترانه های محلی ایران با سبک و سیاقی که مخصوص خود اوست در کارنامه خود دارد، در دهه های گذشته در شهر و روستا به جستجوی لالایی ها رفته و آنها را ضبط و ثبت کرده است.

خانم بینا پس از بازخوانی این نغمه های طبیعی گنجینه بزرگی از نغمه های "مهر مادر" منتشر کرده است.

مجموعه لالایی های ایران شامل چهل ترانه از مجموعه بزرگی است که سیما بینا طی پژوهش هایش جمع آوری، از نو تنظیم و بازخوانی کرده است.

این آهنگهای از دل طبیعت بر خاسته به لهجه های گوناگون موجود در ایران مانند کردی، ترکی، ترکمنی و گیلکی و همچنین لهجه های ناحیه های مرکزی و جنوبی ایران و لهجه تهرانی خوانده شده اند.

سیما بینا می گوید که اولین لالایی ها را از مادر خود فرا گرفت و بعد با استفاده از هر امکانی به ضبط نغمه های دیگر مادران پرداخت.

در هرجایی همین کار را می کردم. مثلا لالایی ها را ازیک مادر و یک شخص نمی توانستم بیابم. گاهی باید در کتابها می گشتم و از افراد مختلف می پرسیدم تا یک لالایی نسبتا کامل بد ست می آمد، اما لالایی ها پایان نداشت. چون هر مادری به سلیقه خاص خودش لالایی می خواند. انواع آن قدر زیاد است که می شود در مورد لالایی های هرشهری یک کتاب تهیه کرد. لالایی ها هیچ آهنگ ثابتی ندارند. معمولا در هر منطقه هرچه به ذهن می آید می خوانند.

در کنار متن لالایی ها که در کتاب "لالایی های ایران" منتشر شده، آهنگ های آنها هم در دفتری جداگانه نت نویسی و به کتاب پیوست شده است.

آذین بخش همه این ها، نقاشی هایی است که سیما بینا در طول تحقیقات خود در مورد رابطه مادر و فرزند کشیده است. او که فارغ التحصیل رشته نقاشی است معتقد است که در تخیل او همیشه بین صوت و تصویر رابطه ای ناگسستنی وجود داشته است. برای همین است که در این کتاب هر دو هنر او به موازات هم ارائه شده است.

سیما بینا از معدود خوانندگان معاصر است که زندگی حرفه ای خود را صرف پژوهش و ارائه موسیقی محلی کرده و در طول پژوهش هایش دریافته که "چه بسا آهنگ های محلی مناطق مختلف ریشه در لالایی های آن منطقه داشته باشند."

ایران از نظر جغرافیایی و اقلیمی تنوع زیادی دارد. این تنوع نه تنها موجب گویش زبانها و لهجه های گوناگون می شود، بلکه در فرهنگ هر ناحیه هم تاثیر دارد که این نیز خود را در موسیقی آن خطه نشان می دهد.

بنا به یافته های سیما بینا این گونه گونی فرهنگی خود را در نغمه های لالایی ها هم نشان می دهد.

او می گوید: "شما می بیند ریتم موسیقی، کلام، نوع صدا سازی و تحریرسازی، مقام ها و فراز و فرودها در لالایی های نواحی مختلف عوض می شود و کاملا تفاوت دارد. این مربوط به آب و هواست. اگر کویری است تفکر، رفتار و موسیقی و ریتم آنها فرق می کند. در بین کسانی که زندگی کوهستانی دارند یا مرزنشین هایی که عشایرهستند لالایی جنبه حماسی پیدا می کند. وقتی مادر با بچه خود خلوت می کند شاید لالایی ها ی او تنها مربوط به بچه نیست، درد و دل اوهم هست. در عین حال مادر آهنگی را می خواند که برایش مانوس است وچه بسا از نغمه هایی است که در موسیقی منطقه خوانده می شود".

سیما بینا نه فقط در دهه های گذشته در جمع آوری لالایی ها یکه و تنها بوده، بلکه حتی موفق به انتشار سی دی آنها در سرزمینی نشده است که هم خود و هم ترانه هایش به آن تعلق داشته اند؛ چرا که در ایران انتشار صدای زن همچنان ممنوع است، حتی اگر لالایی بخواند.

او می افزاید: "خیلی وقت ها در مناطق کوهستانی مثل کردستان بچه را به شکار و اسب سواری تشویق می کنند که پهلوان و قوی بشود: من می خوام سوار اسب بشی، آهو شکار کنی...در یک جایی دیدم می خواندند: بغداد مثل یک لیمو در دست توست یعنی قدرت داری. اما در مناطق کویری که سرسبزنیست و مردم آرام تر هستند تشبیه به گل و گیاه در لالایی ها دیده می شود که برای آنها مهم هست. اما پیام و کلام لالایی ها همان دعا و ثنا و مهری است که مادر به بچه اش دارد".

لالایی ها در عین حال که بیان حس مادرانه را در خود دارند و اعتماد و اطمینان و تنها نبودن را به کودک منتقل می کنند تا احساس امنیت کرده به خواب رود، از نظر موسیقی هم دارای اهمیت هستند.

سیما بینا جنبه های موسیقایی این نوا ها را هم در چهارچوب دستگاه های موسیقی ایرانی مورد بررسی قرار داده است.

او در این باره می گوید: "مناطق مختلف در ایران موسیقی های مختلفی ارائه می کنند که نکته جالبی بود که برخوردم و دیدم که لالایی ها اکثرا در دشتی و دشتستانی و دستگاه شور زمزمه می شوند. برای اینکه یک مادر معمولا موزیسین و آهنگساز نیست اما وقتی نغمه ای را زمزمه می کند، موسیقی آن در دشتی و دشتستانی است. به این ترتیب برای من ثابت می شود که دستگاه شور مادرموسیقی ایرانی است".

سیما بینا نه فقط در دهه های گذشته در جمع آوری لالایی ها یکه و تنها بوده، بلکه حتی موفق به انتشار سی دی آنها در سرزمینی نشده است که هم خود و هم ترانه هایش به آن تعلق داشته اند؛ چرا که در ایران انتشار صدای زن همچنان ممنوع است، حتی اگر لالایی بخواند.

به این ترتیب کتاب و سی دی لالایی های ایران امروز در داخل کشور بطور رسمی پخش نمی شود و بیشتر جنبه آرشیوی و پژوهشی پیدا کرده است.

به نظر مولف کتاب اگر این مجموعه، آنطور که او در آغاز در نظر داشت، بصورت سی دی در ایران منتشر می شد، می توانست توسط مادران ایرانی به جای لالایی برای فرزندانشان مورد استفاده قرار گیرد. در آن صورت شاید لالایی ها رنگ و بوی غمگین خود را از دست می داد و اجرایش با تنظیمی نو شادتر می شد.

با این وجود ترانه های جمع آوری و اجرا شده لالایی ها یک پژوهش عظیم فرهنگی است که می تواند در آینده توسط پژوهشگران موسیقی و مردم شناسان مورد استفاده قرار گیرد و همزمان این نغمه های مردمی را ماندگار کند.

سیما بینا کار خود را از نوجوانی در برنامه کودک رادیو ایران شروع کرد. لالایی هایی که او امروز جمع آوری کرده است، نغمه هایی هستند که مادران ایرانی به زبانهای مختلف و در شرایط اقلیمی مختلف به زبان آورده اند تا کودکان خود را بخواب فرو برند.

اما لالایی هایی که سیما بینا تنظیم و ارائه می کند آواهایی هستند که مهر "مادر موسیقی محلی ایران" را به دیگر مادران ایرانی ابراز می کند.

اگر لالایی های مادران معمولا برای خواب کردن فرزندانشان است، لالایی های سیما بینا که خود سی سال است در ایران کنسرت رسمی نداشته شاید برای بیدار کردن و ماندگار کردن مادرانی است که ارزش کار موسیقایی آنها یا کمتر شناخته شده یا اصلا شناخته نشده است.

منبع: بی بی سی فارسی