ورن

آهنگساز: کیاوش صاحب نسق

موسسه فرهنگی و هنری آوای خورشید

                        معرفی و نقد: مهدی رفعتی

مهدی رفعتی:  زمانی که آلبوم «ورن» اثری از کیاوش صاحب نسق به دستم رسید، ابتدا خاطرات دورانی را که از او آهنگسازی می‌آموختم در ذهن خود مرور کردم. از وی در زمینه آهنگسازی بسیار آموخته‌ام. او معلم بسیار خوبی بود و افکار مرا در آهنگسازی تا حدود زیادی تغییر داد.  نه به تایید من بلکه بی‌غرض به تایید تمامی دانشجویان آهنگسازی او یاوش صاحب نسق، معلم خوبی برای آهنگسازی است. افکار او در این زمینه بسیار دموکرات گونه است و در عین حال که در مسیر آهنگساز تحت تعلیم خود را هدایت می‌کند، اما به گونه‌ای هم به او آزادی عمل می‌دهد و بر خلاف بسیاری از متعصبان هدفی در زمینه تغییر کلی سطح فکری یک آهنگساز ندارد.

آثار خود او آثاری مدرن و پست مدرن هستند. او از زاویه خاصی به موسیقی نگاه می‌کند. اگر آثارش را بدون اینکه مهفوم ذهنی اودر زمینه معنای اسامی آهنگ‌هایش بشنویم، هیچ چیز دستگیرمان نخواهد شد! اما وقتی با معنی آثارش مواجه شویم، و خوب دقت کنیم متوجه خواهیم شد که در بیان احساس مربوط به مفهوم ذهنی‌اش بسیار درخشان عمل کرده است.

مثلا قطعه ورن به معنی دیو هوس، پس از شنیدن اگر عمیق بنگریم متوجه خواهیم شد که تصویر دیوگونه هوس را بسیار خوب در اثرش منعکس کرده. یعنی استفاده‌های تاکیدی و آکسان گونه، استفاده از فواصل نامطبوع و شیوه‌ای که در استفاده افکتیو در رنگ ساز‌ها دارد، به معنا و مفهوم قطعه کمک کرده است.

شما از هر زاویه‌ای به دیو هوس نگاه کنید، خواهید دید که واژه دیو و هوس به گونه‌ای در معنا همدیگر را تکمیل می‌کنند، در ساختار آهنگ، آهنگساز کاملا تاثیرگذار و عمل کرده به نوعی که «ورن» از لحاظ مفهوم اگر با هرگونه بافت ملودیک همراه شود، آن چنان تکلیف مخاطب را روشن نمی‌کند.

به تعریف موسیقی باز می‌گردیم که می‌گوید موسیقی هنر بیان احساسات به وسیله صداهاست. بنابراین هر قطعه موسیقایی تابع بیان هدف یک احساس است. وقتی ورن را می‌شنویم و دیو هوس را در ذهن تصور کنیم، لحظه‌های متلاطمی که دیو هوس ایجاد می‌کند، به هم ریختگی، توهم و... همگی در اثر مشهود است یا قطعه «آناست» به معنی دیو تباهی به گونه‌ای طراحی شده که کاملا احساس سیاه بی‌سرشت تباهی برای مخاطب واضح می‌شود.

از این کار‌ها که بگذریم، با دو اثرهمراه با دکلمه در مجموعه «ورن» روبرو می‌شویم که شعر و دکلمه احمد شاملوست. احمد شاملو در دکلمه آثار ادبیات به نقطه و احساسی رسیده بود که نوع بیان واژه‌ها، رنگ صدا و القای دقیق از نظر فونتیک به گونه‌ای در مخاطب تاثیر گذار می‌شد که جنس احساس و مفاهیم خاکستری و گا‌ها سیاه مورد نظر شاملو را کاملا قابل درک و انتقال می‌کرد.

در دو قطعه‌ای که تحت عناوین «در جدال با خاموشی» و «در آستانه» برای آن موسیقی نوشته شده بر خلاف بسیاری از مجموعه‌هایی که شعر و موسیقی و دکلمه در کنار هم قرار گرفته و فقط در زیر شعر صدا گذاشته شده و به گونه‌ای رفع تکلیف شده است، کیاوش صاحب نسق برای این دو اثر موسیقی خاص و منحصر به این دو شعر را نوشته است. به گونه‌ای که موسیقی جدا از این اشعار مفهوم خاصی در بر نداشته چرا که هویت کلام احمد شاملوست.

وقتی به کلمات و ترکیب موسیقی در زیراشعار خوب دقت کنیم، متوجه می‌شویم که شعر شاملو هم به نوعی جدا از این موسیقی چنین تاثیری را نخواهد گذاشت و آهنگساز برای تک تک کلمه‌ها موسیقی نوشته است.

همیشه سوال در ارتباط با موسیقی‌های مدرن و پست مدرن در این بوده که این اصوات بیان کننده چه احساسی هستند و قرار است چه حسی به مخاطب القا شود؟ و بسیار بوده‌اند بی‌استعدادان و کارنابلدانی که از واژه موسیقی مدرن ‌‌نهایت سواستفاده را می‌کرده تا جایی که مثلا قطعه‌ای را با یک احساس رمانتیک وار در قالب فواصل و هارمونی‌هایی کاملا کدر و سراسر دیسونانس می‌شنویم و آهنگساز آن متوقع بوده که با اثرش زندگی کنند و عاشق شوند!!! اما اگر موسیقی مدرن و به طور کل هر اثر هنری طراحی و خلق آن با محتوا و معنی آن همخوانی داشته باشد مخاطبان کاملا متوجه خواهند شد. بنابراین «ورن» را بشنوید.

 

 

منبع :  موسیقی ما