برگ بازیچه باد

موسیقی و آواز: ارژنگ سیفی زاده

نوازندگان: بهاره چم آسمانی (عود)، نگار خارکن (کمانچه)، مشتاق قرداشخانی (کمانچه)، شروین مهاجر ( کمانچه)، پوریا شیوافرد (نی)، ارژنگ سیفی زاده (تار، تارباس، دیوان، سه تار)، زکریا یوسفی (دف، دایره، نقاره، بندیر)، پیمان شکراللهی(سنتور)، پژهام اخواص (تمبک)، سهیل پیغمبری (کلارینت)

ضبط: استودیو کرگردن

صدابرداران: رضا فرهادی، سهیل پیغمبری

طراحی جلد: عسل بدیعی

ناشر: موسسه راوی آذر کیمیا

مدت:48:21   

                                     معرفی و نقد: حسام اینانلو

 

حسام اینانلو: «ارژنگ» دوره ی آموزش نوازندگی خود را سینه به سینه و روی در روی استادان بزرگ تار مرحوم «شکراله خان عزیز السلطنه» و «یحیی خان زرپنجه» نگذرانده و در تکمیل محفوظات خویش به مجلس پر فیض استاد یا پیر جان ره نیافته و به دریافت تبرزین طلا از دست مبارکش نایل نگشته لیک در خردسالی با تار جره ای که در ششمین سال تولد هدیه گرفت، مشق ساز را ابتدا زیر نظر آقایان «محمدرضا ابراهیمی»، «فریبرز عزیزی» و هنری مرد «محسن نفر» کسب مهارت کرده است. (از متن سی دی نوشته ی آقای «محمدحسین سیفی زاده»)

 در مواجهه با آلبوم «برگ بازیچه ی باد» با متنی روبرو می شویم سراسر تمجید و ستایش است از ارژنگ سیفی زاده که نوشته ی جناب سیفی زاده است (پدر ارژنگ). که رسم رابطه ی پدر و فرزندی چندان هم عجیب نیست. شاید! (اشاره به متن داخل جلد سی دی بدان دلیل است که شیوه ی نگارش و انشای آن بسیار عجیب و قابل توجه است.)

آلبوم برگ بازیچه ی باد با آهنگسازی ارژنگ و محمد حسین سیفی زاده با توجه به اینکه از دو ذهنیت و از دو نسل است اما از همگونی و تجانس ویژه ای به لحاظ آهنگسازی برخوردار است که این یکدستی آهنگسازی جزو موارد مثبت این آلبوم به شمار می آید. در تنظیم قطعات این آلبوم که احتمالا مربوط به ارژنگ سیفی زاده است، (در متن بروشور سی دی اشاره ای به آن نشده) این یکدستی و همگونی میان قطعات وجو ندارد؛ برای مثال در قطعه ی شماره ی دو به نام «گلفام» ساخته ی محمد سحین سیفی زاده از ساز دیوان و کلارینت استفاده شده که این ترکیب صوتی یادآور موسیقی ترکیه است. اما در قطعه ی بعدی «دوضربی سحر» ترکیب سازبندی کاملا ایرانی و ترکیب روتین و آشنا به گوش است. این تضاد میان سازبندی و ایجاد رنگ های مختلف صوتی در آلبوم باعث می شود که همگونی در آهنگسازی فراموش شده و با یک پازل ناهمگون شنیداری رو به رو شویم. این عدم یکدستی صوتی در برخی بخش های سی دی باعث جدا شدن رابطه ی مخاطب با موسیقی می شود. اجرای تمیز و بی نقص نوازندگان قابل تقدیر است. هم در بخش کششی و هم در بخش مضرابی و کوبه ای. اما نکته ای که نظر نگارنده این متن را به شدت جلب می کند دلیل اصرار آوازه خوان بودن ارژنگ سیفی زاده است که در متن داخل جلد سی دی سیفی زاده ی پدر به جد بر آن تاکید دارد و سیفی زاده ی پسر با آواز خواندن در آلبوم آن را اثبات می کند. ارژنگ سیفی زاده نوازنده ی جوان تار به حق پنجه ی ظریف و شیرینی دارد. گواه این مطلب آلبوم تکنوازی تار اوست یا نوازندگی او در گروه کامکارها (البته در متن داخل سی دی که تقریبا به همه چیز اشاره شده است: از رفت و آمد «علی البرزی» و «منوچهر همایون پور» و «بهمن علاالدین» و ... به منزشان تا دعا برای سلامتی نفس ارژنگ و «سارنگ سیفی زاده» (خواهر) از طغیان و دستبرد حوادث! اما اشاره ای به این دو مطلب نشده)

اما از مقوله ی زیبایی شناسی جنس صدای ارژنگ سیفی زاده که بگذریم- البته مطلب بسیار مهمی است که قضاوت آن ا به مخاطب واگذار می کنم- شیوه ی اجرایی او در آواز به هیچ وجه قال قبول نیست. اجرای تحریرها و تلفیق شعر و موسیقی در آوازها و بسیار نکات دیگر باعث ایجاد سوال برای شنونده می شود که :«چرا؟؟»

به دلیل ضعف در تکنیک آواز بسیاری از کلمات در تصنیف ها و آوازها جویده جویده بیان شده که مفهوم اصلی شعر در بیان گم می شود. اوج این اشکال در قطعه ی شماره ی هفت به نام «صیقل عشق»با شعری از «بیدل دهلوی» کاملا قابل ملاحظه است.

اگر بپذیریم که هر یک از بخش های علم موسیقی تخصص و مهارت خود را می طلبد، شاید بتوان نتیجه گرفت که اعضای موسیقی هر یک باید وظیفه ی خاص خود را انجام دهند. نوازندگی، خوانندگی و تنظیم...

البته در گذشته ی نه چندان دور این وظایف به درستی تقسیم شده بود، برای مثال از «جلیل شهناز» یا «فرهنگ شریف» تصنیف شنیده نشده است چه رسد که تصنیف بسازد و بخواند و برای ارکستر موسیقی تنظیم کند، در ضمن بم تار و سه تار و دیوانش را هم خوب بنوازد. (البته بلاتشبیه!!)

در پایان آرزوی کارهایی پربارتر، تخصصی تر، پرتار و شاید بی ادعاتر از ارژنگ سیفی زاده دارم...

منبع: فرهنگ و آهنگ 30