پر

آهنگساز و نوازنده ی سنتور: آلان کوشان

تبلا و آواز: آبیجیت بانرجی

صدابردار: محمدرضا اصغری

طرح جلد: ایمان صفایی

ناشر: موسسه  فرهنگی هنری ماهریز

مدت:50:26

                             معرفی و نقد: کیوان فرزین

کیوان فرزین: «پر» نام مجموعه ایست با آهنگسازی و نوازندگی سنتور «آلان کوشان» که در تمامی قطعات به جز یکی با همراهی تبلا و صدای هنرمند هندی «آبیجیت بانرجی» همراه شده است. با اینکه گویا از کوشان آلبوم های متعددی در خارج از کشور منتشر شده، اما این اولین کاری است که از او در ایران منتشر می شود. در دفترچه ی سی دی اشاره ای به معرفی آلبوم نشده و تنها به معرفی کوشان به دو زبان انگلیسی و فارسی و همچنین بیوگرافی بانرجی تنها به زبان آنگلیسی بسنده شده است. نکته ی جالب توجه در این زمینه مفصل تر بودن بیوگرافی انگلیسی کوشان نسبت به متن فارسی آن است که به نوبه ی خود دارای نکات جالبی است. عبارت کوتاه « فرم مینی مال و پارامترهای ضربی و تکرار شونده در آثار کوشان ، ساختاری سیال دارند و با کمترین رنگ آمیزی، امتزاج فرهنگ های شرق و غرب را تداعی می کنند.» در بیوگرافی فارسی تنها تعریفی است که از سبک و سیاق کار آهنگساز و به تبع آن محتوای آلبوم به شنونده ارایه می شود. حتی شنونده از اینکه هنرمند مذکور تا چه حد با موسیقی ایرانی و شیوه های نوازندگی سنتور به مفهوم یک ساز ایرانی آشنایی دارد اطلاعی به دست نمی آورد و این علامت سوالی است که حتی پس از شنیدن اثر نیز باقی می ماند!

یکی از معضلاتی که نوازندگان و آهنگسازان موسیقی ایرانی که جلای وطن می کنند در طولانی مدت دانسته یا ندانسته با آن مواجه می شوند، کم رنگ شدن ناگزیر ارتباط فرهنگی با جامعه ای است که هنر و کارشان می بایست ریشه در آن داشته باشد. از بیوگرافی کوشان نیز چنین بر می آید که او مدت های مدیدی از کشور و جامعه ی خود دور بوده و حتی موسیقی ایرانی را به درستی نمی شناسد. اینکه هنرمند در خلق اثر آزاد است درست، اما از هنرمندی که  خود را در اثرش سنتورنواز آوانگارد ایرانی که در جهان شناخته شده و از پیش قراولان شیوه ی نوین سنتور نوازی برشمرده- متن انگلیسی بروشور سی دی- آن هم در اولین آلبومش انتظاری بیش از این می رود، چرا که شنونده با شنیدن این آلبوم شیوه ی نوین مذکور را در کنار تکنیک نوازندگی، تنها در دوری از ریشه های فرهنگ ایرانی در نوازندگی این ساز کهن ایرانی می یابد تا حدی که حتی تمبر صدای سنتور نیز به سمت نمونه های غربی آن مانند «هک برت» پیش رفته است.

البته در قابلیت های تکنیکی خاص نوازندگی آلان کوشان بحثی نیست اما اولین پرسشی که پس از مواجهه با آلبوم مطرح می شود این است که آیا هنرمند با ابزار تکنیک سعی در بیان معنا داشته یا آن چنان شیفته ی تکنیک های نوازندگی آوانگارد خود بر سنتور ساخت خودش- از متن انگلیسی دفترچه ی آلبوم- شده که همان را هدف نهایی خود پنداشته. علی رغم ملیت آهنگساز و حضور ساز سنتور به جرات می توان گفت که قطعات آلبوم از فضای موسیقی ایرانی تهی است. این در حالی است که نوازنده و خواننده ی هندی کاملا فضای موسیقی کشورش را ارایه داده. حتی در قطعه ی «پارس» که بنا بر نامش انتظار دیگری می رود و با اینکه سنتور در ورود خود سعی در القای فضای چهارگاه (البته با فواصل تعدیل شده) دارد اما باز چیرگی موسیقی هندی به وضوح احساس می شود و گویا ملودی های سنتور بیشتر توسط موسیقی دانی غربی نواخته می شود که سعی در تقلید موسیقی ایران دارد تا یک نوازنده ی ایرانی سنتور.

قضیه ی مینی مالیسم و پارامترهای ضربی تکرار شونده در این اثر از آنجا که برخاسته از تفکر موسیقی غربی، آن هم بدون توجه به تکرارهایی که در خود انواع موسیقی های شرقی و از جمله در موسیقی ایران وجود دارد در کار وارد شده و این گسستگی فرهنگی را بیشتر نمود می دهد و اگر حضور تبلا و ریتم خوانی های نوازنده ی هندی نبود به سختی می شد هویتی شرقی در اثر پیدا کرد.

نهایتا سخنی است با ناشر که اگر اثری در بیرون از مرزهای فرهنگی خود منتشر و مورد استقبال نسبی قرار گرفت آیا تکرار عینی آن برای سلیقه ی شنوندگانی با ریشه های مشترک موسیقایی و فرهنگی هم لزوما مناسب است؟ و اینکه وظیفه ی مدیریت هنری یک ناشر فرهنگی معتبر مانند ماهریز در هدایت یک هنرمند که سال ها از فضای هنری، فرهنگی و اجتماعی کشورش دور بوده می تواند چه محلی از اعراب داشته باشد؟

منبع: فرهنگ و آهنگ 27