کتاب"نفیر نامه"

نویسنده: فوزیه مجد

ناشر: موسسه فرهنگی هنری ماهور

نیوشا مزیدآبادی: در جامعه ی موسیقی یکی از داغ ترین بحث ها همواره این بوده که چطور می توان موسیقی ایرانی را از نابودی نجات داد. در صفحات گفت و گوی متفاوت موسیقی این مجله هم این نگاه همیشه وجود داشته و شاید بهتر بتوان گفت که انگیزه ی اصلی این گفت و گو ها همین روند رو به نابودی موسیقی ایرانی باشد. شاید آوردن لفظ نابودی برای این موسیقی کمی جسورانه باشد اما در بهترین شرایط، موسیقی ایرانی با این روندی که ادامه می دهد و همواره در بین نسل جوان کندتر از موسیقی های امروزی- رپ و پاپ- جا باز می کند بعید نیست که روزی به پدیده ای موزه ای بدل شود که آن هم برای موسیقی ای با چند صد سال پیشینه و قدمت عین نابودی است.
در این میان اما هر یک از اصحاب موسیقی از ظن خود یار می شود و فکر چاره ای برای نجات موسیقی ایرانی از این ورطه می افتد و اغلب ایده ها و پیشنهاد هایی هم مطرح می کنند اما متأسفانه باز هم راه و روشی کاری برای برون آمدن از این ورطه وجود ندارد.
یکی از کسانی که در این زمینه حرفی برای گفتن دارد خانم فوزیه مجد است که به عنوان یک آهنگساز و پژوهشگر سعی دارد فضای کنونی موسیقی ایرانی را تحلیل و در نهایت راهی برای رهایی از اضمحلال و نابودی آن پیدا کند. او در کتاب نفیرنامه که اواخر سال 90 منتشر شد موسیقی ایرانی را به دریایی متلاطم و بدون افق تشبیه می کند که در آن کشتی های زیادی مملو از آدم در حال رفت و آمد هستند و هر کدام نظری درباره ی موسیقی دستگاهی دیار ما می دهند. شاید این تصویر سورآلیست تا حدی گزنده و تلخ باشد اما واقعیت است. وقتی که کشتی اول می آید و در آن نوایی با صدای زیاد پخش می شود که " موسیقی ایرانی به آخر خط رسیده است و نیازمند رستاخیز است"، نویسنده اشاره می کند که وقتی از رستاخیز صحبت می کنیم یعنی مرگ را دریافته ایم چون رستاخیز وقتی است که مرحله ی دیگرش مرگ بوده است، پس ما مرگ موسیقی این دیار را قبول داشته داشته ایم.
نفیرنامه که سال گذشته به صورت کتاب منتشر شد، نوشته ای بود که شهریور 1351 توسط انتشارات جشن هنر منتشر و زمانی که نویسنده ی آن (فوزیه مجد) در شیراز در انتظار برنامه ای بود کتاب ها بین مردم پخش شد اما بدون اسم نویسنده روی جلد یا حتی درون کتاب. فوزیه مجد در مقدمه ی این کتاب می نویسد:" در شلوغی و جنب و جوش روزهای قبل از برگزاری جشنواره و شب و روزهای پر کار دست اندرکاران نشر، این مسئله از قلم افتاده بود. گرچه برای روزهای بعد جبران شد و در تعدادی، نه همه ی نسخه های کتاب، نام نگارنده اضافه شد، اما بسیاری بدون نام ماندند."
در هر صورت کتاب نفیرنامه همان نوشته ی فوزیه مجد در سال 1351 است و هیچ مطلبی به آن اضافه و یا از آن کم نشده است.
 قسمت اول این کتاب نقدهای زیادی را متوجه اصحاب موسیقی می کند اما با این تفاوت که فضا سازی و پردازش این نقدها در قالب دیالوگ ها و اجرای گروه کری است که در درون کشتی هایی که در دریای پر تلاطم موسیقی شناور هستند، بیان می شود. تصویر پردازی این بخش به نحوی استادانه انجام شده که گاهی اوقات خواننده احساس می کند که در یک کنسرت گروه کر نشسته و اعضای گروه به جای شعر و آواهای موسیقایی نقدهایشان به موسیقی را می خوانند:

" در آن قایق، صفحات زیادی انباشته شده، بلندگوها سرودی را پی در پی پخش می کنند و همسرایانی، در چند گروه، متن این سرود را با همراهی ترومپت و ترومبون و سازهای ضربی بی شمار می خوانند. گوش فراهید: <<موسیقی ایران به آخر خط رسیده است.>> برخی از همسرایان در جواب می خوانند:<<رستاخیز>> کر اول ادامه می دهد: << بشتابید که ما راه را دریافته ایم. بشتابید که ما برای نجات آمده ایم.>> "
در جایی از کتاب به موسیقی شهرستان ها و استان ها اشاره شدهو نویسنده با هوشیاری تمام تأکید کرده که آوردن اسم کوتاه فولکلور(موسیقی محلی) نمی تواند بیانگر تمام جنبه های این موسیقی باشد و شاید درست باشد که بگوییم موسیقی های ایران!
فوزیه مجد باور دارد که بیشتر موسیقی های کهن مردم ایران زمین توانسته در طول اعصار در مناطق مختلف، با رنگ و بو و هویت های گوناگون، پویا و زنده بماند و هنوز شاید بخشی از آن ماندگار و فعال مانده و اکنون تنها توسط موسیقیدان های همان مناطق می تواند نگهداری و پاسداری شود و نباید با این موسیقی ها بی حرمتی و بازی شود.
او معتقد است که ترکیب ملودی های موسیقی ایرانی ( محلی) با موسیقی غربی شاید راهی برای آشنایی مردم شهری با موسیقی این مناطق باشد اما امکان دارد روزی اصل این موسیقی و ریشه ی آن از موجودیت و هویت خودش دور شود.

از نگاه نگارنده کتاب، نوآوری، امکانات بی نهایت دارد و بیان و شکل های گوناگون می تواند در وهله ی اول، با الهام و سپس استفاده از عناصر و شگردهای مربوط به یک سبک، صورت گیرد. چون موسیقی های ایرانبسیار متنوع اند و سبک های گوناگون خواندن و نواختن را به ما ارائه می دهند.
در قسمتی از کتاب در بارهدستگاه- ردیف- موسیقی ایرانی و پیوندی  که با ما ایرانیان دارد، مطالبی می خوانیم. موسیقی ای که بر خلاف موسیقی هندی و یا حتی غربی نقطه ی شروع و پایان خاصی ندارد. موسیقی ای که مثل تمام افسانه ها و تاریخ ما ایرانیان، ناگهان از جایی پیدا می شود و ناگهان در جایی فرو می رود. این اندیشه، این حرکت بدون بازگشت، تحملش سخت است و قلب آدمی را جریحه دار می کند.موسیقی ای که با یک خط صوتی شروع می شود، با همان کیفیت پیش می رود و می رود تا آنجایی که کیفیت قابل لمس تبدیل به بعد و واقعیت دیگر می شود.
در این کتاب آمده که نزدیک شدن به شکل درونی ردیف، راهی است که منجر  به آشنایی با واقعیت ظاهری آن می شود. موسیقی ما در این دنیا مکان و فلسفه و مکتبی دارد که برای دریافت آن باید به اصل اش رجوع کرد تا بدانیم از چه سخن می گوییم وگرنه با از دست دادن شخصیت واقعی خویش، دیگر حرفی نخواهد داشت. نویسنده ی کتاب در این باره عقیده دارد که این مسئله ای است که در دنیای اجرا کنندگان امروز ما وجود دارد و آنها به اصل ردیف موسیقی ایرانی بی توجه هستند: " دستگاه اساس حرکت یک ردیف است و در کاملترین وجه در متن یک ردیف بیان می شود. شور، گام مینور و ماژور غرب نیست. شور کلی است که بخشی از آن یا زیربنای صوتی آن از فاصله های خاص مربوط به بیان شور شروع می شود. موسیقی دستگاهی واقعیتی است که در دنیای موسیقی جهانی حرفی دارد . فلسفه ی حرکت افقی واحدهایی به نام گوشه که در طی یک دید کلی ردیف نامیده می شوند بیان موسیق ماست، حرکتی بدون بازگشت که طی آن جمله بندی های اساسی شکل گرفته اند."

قسمت دیگری از کتاب درباره ی نت نگاری و شیوه ی نوشتن موسیقی است که به نوعی حیات نوشتاری موسیقی به حساب می آید. در این قسمت اشاره شده که نگارش انواع تزئین های رایج در موسیقی ردیفی با امکانات نت نویسی جور در نمی آید و اشکال در هر دو سطح وجود دارد: هم در سطح وزن و هم در سطح نوشته ی آواز یا ملودی. نگارنده ی کتاب در این زمینه می نویسد که:" شناخت راستین چگونگی موسیقی دستگاهی به طور کلی از یک دیدگاه صرفا آکادمیک به نتیجه ای نمی رسد  و به این دلیل است که برخی از موسیقی دان ها که شناخت بیشتری با موسیقی غربی دارند، موسیقی ردیف ها را در سطح پایین تری از موسیقی نوشته تصور کنند. اما چنین تفکری احتمالا پشتوانه ای از آگاهی به چگونگی موسیقی غربی دارد ولی به واقعیت موسیقی ردیفی پی نبرده! "
این کتاب به دو زبان انگلیسی 38 صفحه و فارسی 64  صفحه توسط موسسه فرهنگی هنری ماهور منتشر شده است.

منبع: نگاه پنجشنبه